سه نقطه
دنیای موبایل و کامیپیوتر
حرف در گوشی
پنجشنبه 1386/01/16 2:32 AM
نامي نداشت وشناسنامه اي هم هر وقت مي امد زود بايد مي رفت مي گفت با خدا قرار دارم
هر وقت مي گفتيم خانه تو كجاست ميگفت مستجر خدا هستم باخدا راه ميرفت با خدا حرف مي زد
براي خدا گل مي خريد يا خدا بود
گفتيم تو خدا را از عرش كبريايي خود پايين مي آوري تا با تو قدم بزند اي عين كفر است
خدايش را از او گرفتيم
براي او شناسنامه خريديم و كار ... خانه و...
او هم شد مثل ما اما شما اگر امروز ديوانه عاشق خداي ديديد ديوانگي او را از او نگيريد
هر وقت مي گفتيم خانه تو كجاست ميگفت مستجر خدا هستم باخدا راه ميرفت با خدا حرف مي زد
براي خدا گل مي خريد يا خدا بود
گفتيم تو خدا را از عرش كبريايي خود پايين مي آوري تا با تو قدم بزند اي عين كفر است
خدايش را از او گرفتيم
براي او شناسنامه خريديم و كار ... خانه و...
او هم شد مثل ما اما شما اگر امروز ديوانه عاشق خداي ديديد ديوانگي او را از او نگيريد
نوشته شده توسط حامد
| لینک ثابت |
(...)
یکشنبه 1385/12/06 1:57 AM
هر دو خوب ميدانيم ... خوب مي فهميم و از راز دل هم خبر داريم ... چه احتياجي به
سخن گفتن است؟! ... حرف زدن چه لزومي دارد؟! ... دستهاي حلقه شده در هم ما ...
لبخند شيرين ما ... خود گوياي مكنونات قلبي ما هستند ... ما بدون آنكه حرفي بزنيم
نوشته شده توسط حامد
| لینک ثابت |
